پیشینه تحقیق · می 1, 2024 0

فصل دوم پایان نامه و پیشینه تحقیقاتی ویژگیهای شخصیت

فصل دوم پایان نامه و پیشینه تحقیقاتی ویژگیهای شخصیت

دانلود  فصل دوم پایان نامه و پیشینه تحقیقاتی ویژگیهای شخصیت

فصل دوم پایان نامه و پیشینه تحقیقاتی ویژگیهای شخصیت خرید ارزان فصل دوم پایان نامه و پیشینه تحقیقاتی ویژگیهای شخصیت

——-

 فصل دوم پایان نامه و پیشینه تحقیقاتی ویژگیهای شخصیت

فصل دوم پایان نامه و پیشینه تحقیقاتی ویژگیهای شخصیت

فرمت فایل دانلودی:
فرمت فایل اصلی: .docx
تعداد صفحات: 31
حجم فایل: 46
قیمت: 43000 تومان

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : Word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 31 صفحه

قسمتی از متن Word (..docx) :

ویژگی های شخصیت:ارگانیسم انسان ویژگیهای متفاوت از سایر گونه ها دارد، و این تفاوتها درمطالعه شخصیت، اهمیت خاصی پیدا می کند. رفتار انسان اغلب علل گوناگون دارد و می تواند از فردی به فردی دیگر تغییر کند؛حتی اگر رفتار مورد مشاهده یکی باشد، افراد مختلف می توانند از رفتاری یکسان، درک متفاوتی داشته باشند و همان رفتار می تواند به دلایل مختلفی از افراد سر بزند. این پیچیدگی همچنین به دلایل این است که رفتارها نه تنها از شخصیت افراد بلکه از موقعیت ها و شرایط و چه بسا از تناسب ویژگیهای شخصیتی با این موقعیتها و شرایط، ناشی شده، قوت و ضعف هایی را بدنبال دارد( گروسی،1380).شخصیت از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته و هر یک آن را بر اساس چارچوب رویکرد مربوط به خود تعریف کرده اند، از جمله گوردون آلپورت (1937)، یعنی کسی که به نظر بسیاری بنیان گذار مطالعات نوین شخصیت است، شخصیت را بدین گونه تعریف کرده است. سازمان پویایی از سیستم های روان ـ تنی فرد است که رفتارها و افکار خاص او را تعیین می کند. گیلفورد (1959) یکی دیگر از محققان معروف، شخصیت را بدین گونه تعریف کرده است، شخصیت عبارتند از: الگوی منحصر به فرد صفات شخصیتی است(راس3، 1992؛ به نقل از صداقت، 1390). روان شناسانی چون کتل4، فرنچ5 و گیلفورد ، دست به روی رگه هایی از شخصیت گذاشته اند و سعی کرده اند از مجموع خصایص انسانی جدولی تحت عنوان رگه های عمومی شخصیت در زمینه های متفاوت انگیزش ها ، عوامل مرتبه دوم و عوامل مزاج فراهم نمایند .گیلفورد فرمول بسیار قاطعی را در این مورد پیشنهاد کرده است که بر حسب آن شخصیت یک فرد به منزله ی یک منظومه ی تخصصی رگه هاست (به نقل از خردمندزاده، 1390).روان شناسان شخصیت مدتی طولانی از این حقیقت رنج برده اند که نوعی اختلاف نظر کم و بیش مستمر درباره ی این که شخصیت را چگونه می توان تعریف کرد وجود داشته است. برخی افراد که در این زمینه مطلب می نویسند سعی کرده اند با نادیده گرفتن مسئله با آن برخورد کنند و چنین وزوز کنند که خوانندگان شان متوجه نخواهند شد که نوشته های آن ها تعریفی را کم دارد. افراد دیگری که در این مورد دست به قلم می برند چند تعریف واگرا نقل می کنند به نشانه این که واقعاً روشن نیست که شخصیت چیست. با این حال برخی دیگر به این گفته بسنده کرده اند که شخصیت متشکل از هر چیزی است که آزمون های شخصیت آن را می سنجند یا هر چیزی که نظریه پردازان شخصیت تصمیم می گیرند که توجه خود را به آن معطوف سازند ( کارور1 و شایر2 1996). با این وجود ، وقتی که کلمه شخصیت به کار برده می شود شاید دلایل زیر مهم باشد : یک دلیل برای استفاده از واژه ی شخصیت تمایل به انتقال مفهومی از همسانی یا استمرار در خصوصیات شخصیتی یک فرد باشد. دلیل دومی که افراد کلمه ی شخصیت را به کار می برند انتقال این معناست که هر کاری که فرد انجام می دهد ( یا تصور می کند یا احساس می کند ) به طریقی از درون سرچشمه می گیرد. و دلیل سومی که برای انتخاب واژه ی شخصیت وجود دارد. این واژه اغلب این مفهوم را می رساند ، که چند ویژگی برجسته تقریباً درباره ی هر شخصی وجود دارد که به مفهومی می تواند به عنوان خلاصه ای از آن چه که آن شخص به آن شباهت دارد به کار رود ( کارورو شایر ، 1996؛ به نقل از سید محمدی، 1387).بی تردید شخصیت یکی از بحث های عمده و محوری روان شناسی و هدف نهایی همه برر سی های مرتبط انسان است . شخصیت را می توان مجموعه صفات مشخص هیجانی و رفتارهای شخصی از زندگی روزمره توصیف کرد که معمولا” با ثبات وقابل پیش بینی است. هرگاه یکی از صفات به طور بر جسته بروز کند فرد شخصیت خاصی را نشان می دهد . ویژگی های جسمی، روانی و رفتاری که هر فرد را از افراد دیگر متمایز می کند(گروسی،1380). شخصیت را شاید به توان اساسی ترین موضوع علم روانشناسی دانست، زیرا محورهای اساسی بحث شخصیت در زمینه های یادگیری، انگیزه، ادراک، تفکر، احساسات و عواطف است. مفهوم شخصیت تصویر صوری و اجتماعی است و بر اساس نقشی که فرد در جامعه بازی می کند، ترسیم می شود، یعنی در واقع فرد به اجتماع خود شخصیتی ارایه می دهد که جامعه بر اساس آن، او را ارزیابی می کند( گاردنر1، 1997 و هیل2، 1998؛ به نقل از جمال فر، 1388).اتکینسون و هیلگارد (1993) بیان کردند که شخصیت عبارت است از الگوهای رفتار و شیوه های تفکر که سازگاری فرد با محیط را تعیین می کنند. به نظر فرگوسن3 (1970) شخصیت الگویی از رفتار اجتماعی و روابط اجتماعی متقابل است. بنابراین شخصیت یک فرد راه هایی است که او نوعاً به دیگران واکنش و یا با آنها تعامل می کند.مان4 (1977) عقیده دارد که شخصیت هر فرد همان الگوی کلی یا همسازی ساختمان بدنی، رفتار، علایق، استعداد ها، توانایی ها، گرایش ها و صفات دیگر اوست. پس می توان گفت منظور از شخصیت، مجموعه یا کل خصوصیات و صفات فرد است( کریمی، 1386).پس صفات و ویژگی شخصیت یک گرایش کلی و دائمی برای چگونگی رفتار است، به ویزه در روابط فرد با دیگران، بنابراین شناسایی ویژگی ها تا اندازه ای پیش بینی رفتار فرد و در نهایت نحوه ی سازگاری فرد را ممکن می سازد(بادن5، 2002).2-2-2-1-عوامل به وجود آورنده ی شخصیت:-وراثت:از لحظه ای که یک اسپرما توزوئید یا سلول جنسی نر با یک اووم، یعنی سلول جنسی ماده در جریان عمل لقاح ترکیب می شود، نخستین سنگ بنای شخصیت فرد گذاشته می شود. در جریان این ترکیب، رشته های باریکی نیز از هر دو سلول درکنار هم قرار می گیرند به نام کروموزوم که خود این رشته ها حامل ذرات ریزی هستند به نام ژن و این ژن ها ناقلان اصلی صفات ارثی والدین به فرزندان هستند (فراهانی، 1388).علاوه بر کروموزوم ها و ژن ها که در تعیین ویژگی های ارثی شخصیت موثرند، دستگاه عصبی انسان نیز در چگونگی شخصیت افراد نقش مهمی بازی می کند. دستگاه عصبی از طریق انتقال تکه های عصبی از اندام ها و از طریق واسطه های مغز یا نخاع پیام هایی را برای اندام ها می فرستد و این فرایند بخش بزرگی از کنش های بی شمار بدن انسان را تنظیم، هماهنگ، و یک پارچه می کند (همان منبع).روشن است که با وجود شباهت کلی ساختمان دستگاه عصبی در انسان، این دستگاه در افراد مختلف دقیقا یکسان نیست. این تفاوت ها، از مدت ها پیش به وسیله ی فیزیولوژیست ها و زیست شناسان مورد توجه قرار گرفته است. به عنوان مثال پاولوف (1926)، که مطالعات وی روی بازتاب های شرطی شهرت جهانی دارد، در گزارش های خود به تفاوت های فردی درسیستم های عصبی اشاره کرده و چهار نوع شخصیت را بر حسب این که در آن ها برانگیختگی یا بازداری غلبه داشته و این دو ویژگی متعادل یا متحرک باشند، برشمرده است.اگر برانگیختگی و بازداری هر دو هم ارز باشند، دو حالت پیش می آید: الف) چنان چه هر دو فرایند قوی و متحرک و پرنوسان باشند، شخصیت حاصله، مزاج دموی خواهد داشت. ب) چنان چه هر دو فرایند متعادل و راکد باشند، مزاج بلغمی نتیجه خواهد شد. اگر برانگیختگی بیش تر از بازداری، یعنی هر دو فرایند نامتعادل باشند. شخصیت جامعه دارای مزاج صفراوی خواهد بود. و بالاخره اگر برانگیختگی و بازداری هر دو ضعیف باشند، چه هر دو کند و راکد یا هر دو پرنوسان و متحرک باشند، شخصیتی که نتیجه می شود، شخصیت سودایی مزاج خواهد بود (کریمی، 1386).-محیط: محیط هم چنان که تاثیر وراثت را بر روی شخصیت به عملکرد ژن ها مرتبط ساختیم، تاثیر محیط را نیز می توانیم به نتیجه یادگیری مرتبط سازیم. ما زمانی می توانیم از تاثیرات محیطی صحبت کنیم که آن تاثیرات را در عملکردها، افکار، احساس ها و نیازهای فرد، بعد از آن که در یک محیط تازه قرار داده شد، مشاهده کنیم. ما این تغییرات را حاصل آموزش و یادگیری می نامیم. شرایط محیطی که آموزش و یادگیری در آن صورت می گیرد را می توان به دو دسته تقسیم کنیم. الف) شرایط محیطی مربوط به محیط طبیعی (فیزیکی). ب) شرایط محیطی مربوط به محیط اجتماعی (راس، 1992؛ به نقل از صداقت، 1390).

دانلود فایلپرداخت با کلیه کارتهای عضو شتاب امکان پذیر است.

 

برای مشاهده توضیحات فایل  فصل دوم پایان نامه و پیشینه تحقیقاتی ویژگیهای شخصیت  اینجا کلیک کنید

برای دانلود فایل باکیفیت فصل دوم پایان نامه و پیشینه تحقیقاتی ویژگیهای شخصیت روی دکمه زیر کلیک نمائید

✔️  دارای پشتیبانی 24 ساعته تلفنی و پیامکی و ایمیلی و تلگرامی

✔️  بهترین کیفیت در بین فروشگاه های فایل

✔️  دانلود سریع و مستقیم

✔️  دارای توضیحات مختصر قبل از خرید در صفحه محصول

✔️ دانلود فصل دوم پایان نامه و پیشینه تحقیقاتی ویژگیهای شخصیت